شرف الدين على يزدى

مقدمه 36

ظفرنامه ( فارسى )

استقراء در برخى امور مورد سرزنش و نكوهش قرار دادند ؛ « 1 » شيخ ابو القاسم كازرونى در كتاب سلّم السموات ، « 2 » دربارهء شرف الدين على يزدى نوشته كه مدتى از عمرش را با خواجه صاين الدين تركهء اصفهانى شارح فصوص الحكم در سير آفاق و رياضت و تهذيب گذرانده است . « 3 » جامى هم اشاره مىكند كه شرف الدين على يزدى ، همواره خود را حسنه‌اى از حسنات خواجه صاين الدين تركه مىداند و از او به بزرگى ياد مىكند . « 4 » مير نظام الدين عليشير نوايى كه در شش سالگى او را در شهر تفت ملاقات كرده ، شرف الدين على را از عالمان بزرگ و جزو حكماى الهى برشمرده « 5 » و حتى داستانى از الغ بيگ نقل كرده كه چگونه الغ بيگ متوجه نكبتى شد كه از انكار شرف الدين على يزدى برايش حاصل شد . « 6 » او همچنين توفيق خود را در كارهايش از جمله ملك‌دارى و ساخت بناهاى خير ، از دعاى شرف الدين على يزدى - كه در كودكى در حق او كرده - مىداند . « 7 » اما نور الدين عبد الرّحمن جامى كه به توصيهء خواجه شمس الدين محمد كوسويى و به اميد آنكه صحبت صاحب كمالى به دست آورد در مجلس وعظ شرف الدين على حاضر مىشده « 8 » ؛ بر اين باور است كه شرف الدين على يزدى مصالح دين و دنيا را در كارهايش وارد كرده ، مورد نكوهش قرار مىدهد و مىگويد شرف الدين على يزدى در دفع شبهه و رفع اشكال مسائل و مصطلحات قوى نبود ؛ نظامى باخزرى ، شرف الدين على را در ميان طوايف انام به سوء عقيده و خبث اعتقاد ياد كرده است و كمال الدين شروانى هم معتقد است كه شرف الدين على يزدى به نسبت جامى خيلى به اجمال در مباحث فنون و علوم آگاه بود . « 9 »

--> ( 1 ) . مقامات جامى ، ص 107 . ( 2 ) . صص ، 20 ، 144 . ( 3 ) . جامع مفيدى ، ج 3 ، ص 302 . ( 4 ) . مقامات جامى ، ص 107 . ( 5 ) . تذكرهء مجالس النفائس ، ص 199 . ( 6 ) . همان كتاب ، ص 200 . ( 7 ) . همان كتاب ، ص 199 . ( 8 ) . رشحات عين الحيات ، ج 1 ، ص 244 . ( 9 ) . مقامات جامى ، ص 107 .